ابو القاسم عبد الله بن محمد القاشانى
13
تاريخ اولجايتو ( فارسى )
و جابران بيكبار از ايشان مرتفع گردد و اساس عدل و خيرات و قواعد انصاف و مبرّات ممهّد و مؤسّس گردانم . و تقويت اسلام كرده چنان سازم كه آنچه از شريعت نبوى و ملّت مصطفوى بمرور ايّام و كرور اعوام از تغلّب و تسلّط فرقهء كفر و ضلال و زمرهء طغيان و و بال بدان فتور راه يافته ، و بعضى متمرّدان در رفع آن گستاخ گشته ، اين جماعت را تأديب بليغ كرده به حكم فرمان حق تعالى و اشارت پيغمبر ما محمّد مصطفى عليه و على آله افضل الصّلوات و التحيات فرمودهاند ، برقرار اصل راسخ و مستحكم گردانم و احياء موات اسلام و ايمان كنم و راه مباسطت و گستاخى هيچ آفريده باز ندهم ، چنان كه از امتثال اوامر و نواهى الهى تجاوز و عدول نتوانند نمود و درين يكچند سال اندك كه نوبت دولت پادشاهى و كامكارى من بود به قوت خداى تعالى و يمن نظر رسول عليه الصّلوة و السّلم سعى بليغ و جهد نجيح نمودم و بعضى از اين معانى مذكور تلافى و تدارك كردم و احكام يرليغ بر آن نفاذ يافته به اقطار و امصار بلاد و ديار و جهات 15 ممالك روان داشتم ، امّا عمر بىوفا و ايام پرجفا به مساعدت اتمام آن چنان كه دلخواه من بود وفا نكرد و اكنون شما را بجملگى نصيحت و وصيت مىكنم و عهد و ميثاق در گردن هريك واجب و لازم ميگردانم كه چون من بنده ازين سراى دودر در گذرم و از دار غرور به دار السّرور پيوندم ، از شما هيچيك باهم طريق مخالفت و منازعت و سبيل مخاصمت و مباعدت نورزيد و برادر مرا كه مدّت چهار سال 16 است تا او را ولىّعهد و وصىّ خود گردانيدهام و شايستهء اين كار و بايستهء اين مهمّ اهمّ دانسته و به كرّات و مرّات با شما گفته و مقرّر كرده بايد كه هرچه زودتر او را به جاى من بر سرير مملكت و الوس آرام و جلوس دهيد و ساير خلايق به اتّفاق و اتّحاد سميع و مطيع و منقاد فرمان او شويد و در آن هيچ شك و شبهت نياوريد و مخالفت و مباعدت ننماييد و احكام و يرليغها كه فرمودهام در آن به امعان نظر تنوّق نموده ، هيچ يك از آن بنگردانيد و تجانب و تجاوز روا -